اصطلاحات پر کاربرد در زبان انگلیسی و فارسی

انتقادات و پیشنهادات خود را برای ما ارسال کنید. تا بتوانیم بهترین خدمات را به شما عزیزان ارائه کنیم.

واحد پشتیبانی ثبت اصناف
صفحه اصلی article-مقاله علم و فناوری اصطلاحات پر کاربرد در زبان انگلیسی و فارسی

اصطلاحات پر کاربرد در زبان انگلیسی و فارسی

اصطلاحات پر کاربرد در زبان انگلیسی و فارسی
اصطلاحات پر کاربرد در زبان انگلیسی و فارسی

اصطلاحات انگلیسی

در این مقاله قصد داریم تعدادی بسیار زیادی از اصطلاحات پر کاربرد در زبان انگلیسی و فارسی را برای شما قرار داریم.

کلیه این اصطلاحات زبان انگلیسی و فارسی جمع آوری و ترجمه شده است به توسط :

زهرا سادات مریدی دانشجوی مترجمی زبان انگلیسی مقطع کارشناسی

شماره تماس سرکار خانم مریدی مترجم : 09039110376

ورود به کانال تلگرام اصطلاحات پرکابرد

ارتباط با مترجم از طریق تلگرام


لیستی از اصطلاحات انگلیسی و جملات پر کاربرد فارسی به انگلیسی

در اینجا قصد داریم لیستی از این اصطلاحات پر کابردی که در زبان فارسی است و مردم خیلی تمایل به یادگیری همان اصطلاحات به زبان انگلیسی دارند را قرار دهیم.

آیا گوگل ترنسلیت میتواند اصطلاحات فارسی را درست ترجمه کند ؟

گوگل ترسنلیت شاید بتواند یه جمله را کلمه کلمه ترجمه کند و حتی گاهی بتواند به این کلمه ها ساختار جملات فارسی بدهد تا حدودی ولی در حال حاظر نتوانسته است اصطلاحات زبان فارسی را که مردم در زندگی روزمره از آن ها استفاده میکنند به انگلیسی برگرداند و همچنین بالعکس.

توجه شمارا به تعداد کثیری از اصطلاحات فارسی که سرکار خانم زهرا سادات مریدی به انگلیسی ترجمه کرده اند را جلب میکنم.


اصطلاحات پر کاربرد انگلیسی

مکالمات و اصطلاحات انگلیسی که در مسافرت نیاز داریم 

I would like to confirm my flight

ترجمه این اصطلاح انگلیسی : میخوام پروازم را تایید کنم (قطعی کنم) .


Can I get your ticket number

ترجمه این اصطلاح انگلیسی :  میتونم شماره بلیطتون رو داشته باشم؟


The number is 45-6-43

ترجمه این اصطلاح انگلیسی :  شماره ش 43-6-45 هست.


You are scheduled to depart on June 15th at 1:00 pm. Is this correct

ترجمه این اصطلاح انگلیسی : قراره 15 ژانویه ساعت 1 بعد از ظهر برید (ترک کنید اینجارو ) درسته؟


Is anybody else traveling with you

ترجمه این اصطلاح انگلیسی :  کس دیگه ای هم باهاتون میاد واسه سفر؟


Can I have the other ticket number

ترجمه این اصطلاح انگلیسی : میتونم شماره اون یکی بلیط رو داشته باشم؟


Would you like to book your seats now

ترجمه این اصطلاح انگلیسی :  مایلید صندلیتون رو الان رزرو کنید؟


Would you like a window seat or an aisle seat

ترجمه این اصطلاح انگلیسی :  دوست دارید صندلیتون کنار پنجره باشه یا کنار راهرو؟


Your tickets have been confirmed. Please arrive at the airport 3 hours before your flight departs. Thank you for calling

ترجمه این اصطلاح انگلیسی :  بلیطتون تایید شد لطفا سه ساعت قبل از اینکه پرواز کنید اینجا باشید. مرسی از تماستون


چند عبارات محاوره ای برای مکالمات روزمره

معادل کلمه ' شب گذشته خوابم نبرد با وجود اینکه خیلی خسته بودم.' به انگلیسی

even though I was really tired , I couldn't sleep last night


معادل کلمه 'چه حرفا! چه چیزا!' به انگلیسی

Says you


معادل کلمه 'اجازه بده بدون رودر واسي صحبت کنم.' به انگلیسی

Let me speak frankly


معادل کلمه 'عقلتو از دست داده اي؟' به انگلیسی

Are you out of your mind


معادل کلمه 'چرا اينقدر داغوني( عصباني)؟' به انگلیسی

Why are you so uptight


معادل کلمه 'حقيقت تلخه، اينطور نيست؟' به انگلیسی

Truth hurts, doesn’t it


معادل کلمه 'به ساز کسی رقصیدن' به انگلیسی

To dance to a person's tune


نقش خیلی مهم - حیاتی ایفاء کردن در

 Sth plays Crucial / Vital role or in


کریس نقش حیاتی در موفقیت تیم ایفاء کرد.

Chris played a vital role in the team’s success


اصطلاح انگلیسی به جان تو

Upon your life


اصطلاح انگلیسی   چشم! اطاعت میشه.

Your wish is my command


اصطلاح انگلیسی سرت به کار خودت باشه

Mind your business


اصطلاح انگلیسی دهن لقه .

She has a big mouth


اصطلاح انگلیسی آدم مایه داریه .

She is a woman of means


اصطلاح انگلیسی داره چپ چپ نگاهم میکنه.

she's looking daggers at me


▫️آب به عنوان مایه حیات نقش حیاتی در زندگی ما دارد و کسی نمی تواند منکر این موضوع باشد.

✏️Water as a staff of life plays a crucial/vital role in our life and no one can deny it


تا آنجاییکه که حافظه ام یاری کنه

As much as my memory serves me


تا آنجایی که ذهن قد میده

As far as brains go


از دیدگاه (نقطه نظر) بنده .....

In my point of view


در رابطه با دیدگاه من ....

Regarding my perspective


اصطلاحات انگلیسی که افراد سیگاری استفاده میکنند

کبریت داری ؟

got a match


فندک داری؟

You got a lighter


میشه یه فندک ازتون بگیرم؟

Can I bum a light


میشه یه پک بزنم‌؟

Can I have a drag ?


اشکال نداره سیگار بکشم؟

Do you mind if I smoke


اصطلاحاتی کاربردی انگلیسی در مورد فاسد شدن غذا ها

شیر ترش شده است.

The milk has soured/gone sour


گوشت فاسد شده است.

The meat is rotten/has gone bad


پنیر کپک زده است.

The cheese is moldy


این تخم مرغ ها فاسد شده اند.

These eggs are rotten


این نان بیات است. نان تازه نداریم؟

This bread is stale. Don’t we have any fresh bread


اصطلاحات زبان انگلیسی مربوط به ازدواج کردن و خواستگاری. برای شما لازمه

من میخواهم با مریم ازدواج کنم.

I want to marry Maryam


علی میخواهد با او ازدواج کند

ali wants to marry her


محسن از او خواستگاری کرد

Mohsen proposed to her


با من ازدواج میکنی؟

Will you marry me


با او ازدواج کردم.

I got married to him


ازم خواستگاری کرد.

He proposed to me


فعلا قصد ازدواج ندارم.

I am not going to get married now


به ازدواج اعتقاد ندارم.

I don’t believe in marriage


فعلا نامزدم.

I am engaged now


من با کسی که واقعا دوست دارم ازدواج میکنم.

I will marry the one I really love


در رستوران چه اصطلاحاتی از زبان انگلیسی استفاده کنیم

آیا رستوران خوبی در این حوالی هست؟

Are there any good restaurants around here


آیا رستوران ارزانی در این حوالی هست؟

Are there any cheap restaurants around here


آیا رستوران غذا های سنتی در این حوالی هست؟

Are there any vegetarian restaurants around here


کجا می توانم یک کافی شاپ پیدا کنم؟

Where can I find a coffee shop


کجا می توانم یک چایخانه پیدا کنم؟

Where can I find a tearoom


کجا می توانم یک غذاخوری پیدا کنم؟

Where can I find a diner


کجا می توانم یک رستوران فست فود پیدا کنم؟

Where can I find a fast food restaurant


من می خواهم بهترین غذای محلی را بخورم.

I'd like to eat the best local food


من می خواهم یک میز برای امشب رزرو کنم.

I'd like to reserve a table for tonight


برای صبحانه چه ساعتی باز می کنید؟

What time do you open for breakfast


امکان دارد در قسمت سیگاری ها بنشینم؟

Can I sit in a smoking area


امکان دارد در قسمت غیر سیگاری ها بنشینم؟

Can I sit in a non-smoking area


اصطلاحات  انگلیسی که در آشپزخانه مورد استفاده قرار میگیرد

صحبت درباره خانه/ آپارتمان

 Speaking about a house/ an apartment


1- خانه داری یا آپارتمان؟

Do you have a house or an apartment


2- یک آپارتمان(کوچک ولی راحت) دارم.

I have a cozy apartment


3- در کدام طبقه زندگی می کنی؟

Which floor do you live on


4- در طبقه همکف زندگی می کنم.

I live on the first floor (Am.)/ground floor(Br.)


5- در هر طبقه 4 آپارتمان هست.

There are four apartments on each floor


6- تلفن داری؟

Do you have a telephone? (Am.)/ Are you on the phone (Br.)


7- اصطلاح انگلیسی در کدام خانه زندگی می کنی؟

Which house do you live in


8- اصطلاح انگلیسی خانه من دو تا مانده به آخر است.

My house is the last but two


9- اصطلاح انگلیسی از سه تا پله بالا می روی تا به در جلویی برسی.

You go up three steps to get to the front door


10- اصطلاح انگلیسی این پله ها به زیر زمین منتهی می شوند.

These steps lead to the basement


11- اصطلاح انگلیسی خانه ما حرارت مرکزی دارد.

Our house has central heating/ is centrally heated


12- اصطلاح انگلیسی تمام خانه موکت است.

The whole house is carpeted


13- اصطلاح انگلیسی هال پارکت است اما اتاق خواب ها مو کت دارند.

The living room is parquetted but the bedrooms have (fitted) carpet


14- اصطلاح انگلیسی خانه ام رو به جنوب است(آفتاب روست).

My house is south-facing


15- اصطلاح انگلیسی اصطلاح انگلیسی تمام پنجره ها شیشه دو جداره دارند.

All the windows are double-glazed


16- اصطلاح انگلیسی چند تا اتاق خواب دارد/ دارید؟

How many bedrooms are there/ do you have


17- اصطلاح انگلیسی حمام روبروی اتاق خواب است.

The bathroom is across from the bedroom


18- اصطلاح انگلیسی در اتاق خواب کوچک یک کمد دیواری(کمد لباس) هست.

There’s a closet in the small bedroom


19- اصطلاح انگلیسی منظور کمد دیواری بزرگی است که می توان داخل آن لباس عوض کرد.

In the large bedroom there’s a walk- in closet


20- اصطلاح انگلیسی وارد که می شوی آشپزخانه بزرگی در سمت راست قرار دارد.

As you walk in there’s a large kitchen on the right


21- اصطلاح انگلیسی در آشپزخانه ظرفشویی کابینت های کاملا نو قرار دارد.

There’s a nice new sink in the kitchen


22- اصطلاح انگلیسی بالای ظرفشویی کابینت های کاملا نو قرار دارد.

There are brand new cabinets above the sink


23- اصطلاح انگلیسی تعداد کابینت ها کافی است و جا برای همه چیز هست.

There are enough cabinets to fit everything


24- اصطلاح انگلیسی جا برای همه خورده ریزه من هست.

There’s room for all my pots and pans


25- اصطلاح انگلیسی اجاق گار در گوشه قرار دارد.

The stove(Am.)/ cooker (Br.) is beside the freezer


26- اصطلاح انگلیسی یخچال پهلوی فریزر قرار دارد.

The refrigerator (Am.)/fridge (Br.) is beside the freezer


27- اصطلاح انگلیسی بین ماشین لباسشویی و ماشین ظرفشویی یک کابینت قرار دارد.

There’s a cabinet between the washing machine and the dishwasher


28- اصطلاح انگلیسی کف آشپزخانه کاشی( یا کف پوش) است.

The kitchen floor is tiled


29- اصطلاح انگلیسی این اتاق خواب سه در چهار است.

This bedroom is there by four


30- اصطلاح انگلیسی دیوارها کاغذ دیواری هستند.

The walls are papered./ there’s wallpaper on the walls


31- اصطلاح انگلیسی (رنگ) دیوارها سبز روشن است.

The walls are light green (in color)


32- اصطلاح انگلیسی در اتاق مطالعه من یک جا کتابی (کتابخانه) کوچک است.

There’s a small bookcase in my study room


33- اصطلاح انگلیسی روی همه دیوارها پوستر هایی هستند.

There are posters on all the walls


محبوب ترین اصطلاحات انگلیسی که باید هر کس یاد بگیرد

mind how you go
اصطلاح مواظب خودت باش به انگلیسی


that's final

اصطلاح دیگه حرفش را نزن به انگلیسی


that's the end

اصطلاح همینو کم داشتیم به انگلیسی


mark my words

اصطلاح یک روز به حرفام میرسی و میفهمی به انگلیسی


you can't milk a bull

اصطلاح من میگم نره، اون میگه بدوش به انگلیسی


beat around the bush

اصطلاح صغری کبری چیدن به انگلیسی


the ball is in your court now

اصطلاح حالا توپ تو زمین توست به انگلیسی


sleep like a dog

اصطلاح مثل خرس خوابیدن، تخت خوابیدن به انگلیسی


go fly a kite

اصطلاح برو پی کارت بابا به انگلیسی


I take back what I said

اصطلاح حرفم را  پس میگیرم به انگلیسی


get over

اصطلاح فکر نکردن در مورد چیزی به انگلیسی


اصطلاحات کاربردی

I appreciate what you are doing for me
اصطلاح کاربردی ﺍﺯ ﻛﺎﺭﻫﺎﺋﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯿﺪﯼ ﻣﻤﻨﻮنم به انگلیسی


Thanks for your compliment
اصطلاح کاربردی ﺍﺯ ﺗﻌﺮﻳﻔﺖ ﺧﻴﻠﻲ ﻣﻤﻨﻮﻥ به انگلیسی


You were a big help
اصطلاح کاربردی ﻛﻤﻚ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﮐﺮﺩﯼ به انگلیسی


I have no word to express my deep gratitude
اصطلاح کاربردی ﺟﺪﺍ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﭼﻄﻮﺭ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺗﺸﮑﺮ ﮐﻨﻢ به انگلیسی


Thank you very much indeed
اصطلاح کاربردی ﺟﺪﺍ ﺧﯿﻠﯽ ﻣﺘﺸﮑﺮﻡ به انگلیسی


I don’t have anything to give in return
اصطلاح کاربردی ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﻣﺤﺒﺖ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﮐﻨﻢ به انگلیسی


Nice of you to come
اصطلاح کاربردی ﻟﻄﻒ ﮐﺮﺩﯾﺪ ﺗﺸﺮﯾﻒ ﺁﻭﺭﺩﯾﺪ به انگلیسی


Make yourself at home
اصطلاح کاربردی ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺭﻭ ﻣﻨﺰﻝ ﺧﻮﺩﺗﻮﻥ ﺑﺪﻭﻧﯿﺪ به انگلیسی


Don't feel restrained
اصطلاح کاربردی ﻣﻌﺬﺏ ﻧﺒﺎﺷﯿﺪ به انگلیسی


I will just see you to the door
اصطلاح کاربردی ﺗﺎ ﺩﻡ ﺩﺭ ﺑﺎ ﺷﻤﺎ ﻣﯽ ﺁﯾﻢ به انگلیسی


معانی مختلف کلمه انگلیسی  face

face
ﭼﻬﺮﻩ . ﺻﻮﺭﺕ . ﺭﺥ . ﺭﺧﺴﺎﺭ . ﺭو.  ﻗﻴﺎﻓﻪ .ﺳﻴﻤﺎ . ﻇﺎﻫﺮ . ﻧﻤﺎ . ﺭﻭﻳﻪ . ﺳﻄﺢ . ﺿﻠﻊ . ﭘﻬﻠﻮ . ﺑﺮ . ﻛﻨﺎﺭ . ﻭﺟﻪ . ﺭﻭﻯ . ﺁﺑﺮﻭ . ﺣﻴﺜﻴﺖ . ﮔﺴﺘﺎﺧﻰ . ﭘﺮﺭﻭﻳﻰ . ﺭﻭ ﺑﻪ ﺭﻭ ﺷﺪﻥ ﺑﺎ . ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﻛﺮﺩﻥ ﺑﺎ . ﺭﻭ ﺩﺭ ﺭﻭ ﺷﺪﻥ . ﻣﺎﻟﻴﺪﻥ ﺑﻪ . ﺭﻭﻛﺶ ﻛﺮﺩﻥ . ﺭﻭﻛﺎﺭ ﻛﺮﺩﻥ . ﻧﻤﺎﺳﺎﺯﻯ ﻛﺮﺩﻥ . ﺻﺎﻓﻜﺎﺭﻯ ﻛﺮﺩﻥ


suddenly her face turned red

ترجمه اصطلاح انگلیسی ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﭼﻬﺮﻩ‌ﺍﺵ ﺳﺮﺥ ﺷﺪ.


she has a round face

ترجمه اصطلاح انگلیسی ﺻﻮﺭﺕ ﺍﻭ ﮔﺮﺩ ﺍﺳﺖ.


she put powder on her face
ترجمه اصطلاح انگلیسی ﺍﻭ ﭘﻮﺩﺭ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺧﻮﺩ ﻣﺎﻟﻴﺪ.


fairy-faced

ترجمه اصطلاح انگلیسی ﭘﺮﻯ ﭼﻬﺮﻩ


he turned his face toward the camera

ترجمه اصطلاح انگلیسی ﺍﻭ ﺭﻭﻳﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ‌ﻃﺮﻑ ﺩﻭﺭﺑﻴﻦ ﻋﻜﺎﺳﻰ ﻛﺮﺩ.


with an angry face, he addressed his son

ترجمه اصطلاح انگلیسی ﺑﺎ ﺳﻴﻤﺎﻳﻰ ﺧﺸﻤﮕﻴﻦ ﭘﺴﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﺨﺎﻃﺐ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩ.


the new mayor's reforms have changed the face of the city

ترجمه اصطلاح انگلیسی ﺍﺻﻠﺎﺣﺎﺕ ﺷﻬﺮﺩﺍﺭ ﺟﺪﻳﺪ ﺳﻴﻤﺎﻯ ﺷﻬﺮ ﺭﺍ ﻋﻮﺽ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.


mist was moving over the face of the water

ترجمه اصطلاح انگلیسی ﻣﻪ ﺭﻭﻯ ﺳﻄﺢ ﺁﺏ ﺣﺮﻛﺖ ﻣﻰ‌ﻛﺮﺩ.


this polygon has twelve faces

ترجمه اصطلاح انگلیسی ﺍﻳﻦ ﻛﺜﻴﺮﺍﻟﺎﺿﻠﺎﻉ ﺩﻭﺍﺯﺩﻩ ﺑﺮ ﺩﺍﺭﺩ.


the face of a watch

ترجمه اصطلاح انگلیسی ﺻﻔﺤﻪ‌ﻯ ﺳﺎﻋﺖ


the face of this leather is soft but its back is rough

ترجمه اصطلاح انگلیسی ﺭﻭﻯ ﺍﻳﻦ ﭼﺮﻡ ﻧﺮﻡ ﺍﺳﺖ ﻭﻟﻰ ﭘﺸﺖ ﺁﻥ ﺯﺑﺮ ﺍﺳﺖ.


to save (one's) face

ترجمه اصطلاح انگلیسی ﺁﺑﺮﻭﻯ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺣﻔﻆ ﻛﺮﺩﻥ


to lose (one's) face

ترجمه اصطلاح انگلیسی ﺁﺑﺮﻭﻯ ﻛﺴﻰ ﺭﻓﺘﻦ


on the face of it, the document seemed simple

ترجمه اصطلاح انگلیسی ﻇﺎﻫﺮ ﺳﻨﺪ ﺳﺎﺩﻩ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻰ‌ﺭﺳﻴﺪ.


did he have the face to ask you for more money

ترجمه اصطلاح انگلیسی ﺭﻭﻳﺶ ﺷﺪ ﻛﻪ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺗﻮ ﭘﻮﻝ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ


this room faces the sun

ترجمه اصطلاح انگلیسی ﺍﻳﻦ ﺍﺗﺎﻕ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺍﺳﺖ.


the building faces the square

ترجمه اصطلاح انگلیسی ﺭﻭﻯ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﻃﺮﻑ ﻣﻴﺪﺍﻥ ﺍﺳﺖ.


he faced many difficulties

ترجمه اصطلاح انگلیسی ﺍﻭ ﺑﺎ ﺍﺷﻜﺎﻟﺎﺕ ﺯﻳﺎﺩﻯ ﺭﻭﺑﺮﻭ ﺷﺪ.


to face the enemy

ترجمه اصطلاح انگلیسی ﺑﺎ ﺩﺷﻤﻦ ﺭﻭﺑﺮﻭ ﺷﺪﻥ


you must face the truth

ترجمه اصطلاح انگلیسی ﺗﻮ ﺑﺎﻳﺪ ﻭﺍﻗﻌﻴﺖ ﺭﺍ ﻗﺒﻮﻝ ﻛﻨﻰ.


a building faced with marble

ترجمه اصطلاح انگلیسی ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻧﻰ ﺩﺍﺭﺍﻯ ﺭﻭﻛﺎﺭ ﻣﺮﻣﺮ


this fabric is faced with plastic
ترجمه اصطلاح انگلیسی ﺍﻳﻦ ﭘﺎﺭﭼﻪ ﺭﻭﻛﺶ ﭘﻠﺎﺳﺘﻴﻜﻰ ﺩﺍﺭﺩ.


to face about

ترجمه اصطلاح انگلیسی ﻋﻘﺐ‌ﮔﺮﺩ ﻛﺮﺩﻥ


right face

ترجمه اصطلاح انگلیسی ﺑﻪ ﺭﺍﺳﺖ ﺭﺍﺳﺖ


he faced the telescope toward the moon

ترجمه اصطلاح انگلیسی ﺗﻠﺴﻜﻮﭖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻃﺮﻑ ﻣﺎﻩ ﭼﺮﺧﺎﻧﺪ.


face the camera, please

ترجمه اصطلاح انگلیسی ﻟﻄﻔﺎ ﺭﻭﻯ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻃﺮﻑ ﺩﻭﺭﺑﻴﻦ ﺑﺮﮔﺮﺩﺍﻧﻴﺪ.


face down

ترجمه اصطلاح انگلیسی ﺍﺯ ﺭﻭ ﺑﺮﺩﻥ،ﺍﺯ ﺟﻠﻮ ﻛﺴﻰ ﺩﺭﺁﻣﺪﻥ


 face off

ترجمه اصطلاح انگلیسی (ﻭﺭﺯﺵ ﻫﺎﻛﻰ) ﺑﺎﺯﻯ ﺭﺍ ﺁﻏﺎﺯ ﻛﺮﺩﻥ (ﻳﺎ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩﻥ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﻜﺚ)


 face stone
ترجمه اصطلاح انگلیسی ﺳﻨﮓ ﻧﻤﺎﻯ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻥ،ﺳﻨﮓ ﺭﻭﻛﺎﺭ


 face to face

ترجمه اصطلاح انگلیسی ﺭﻭﺑﺮﻭ،ﻣﻘﺎﺑﻞ،ﺭﻭ ﺩﺭ ﺭﻭ


 fly in the face of

ترجمه اصطلاح انگلیسی ﺟﻮﺭ ﺩﺭ ﻧﻴﺎﻣﺪﻥ ﺑﺎ


make a face (make faces at)

ترجمه اصطلاح انگلیسی ﺩﻫﻦ ﻛﺠﻰ ﻛﺮﺩﻥ ﺑﻪ،ﺍﺩﺍ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩﻥ


on the face of it

ترجمه اصطلاح انگلیسی ﻇﺎﻫﺮﺍ،ﺗﺎ ﺁﻧﺠﺎﻳﻰ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻇﻮﺍﻫﺮ ﺑﺮﻣﻰ‌ﺁﻳﺪ،ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﺍﻭﻝ


pull a face

ترجمه اصطلاح انگلیسی ﺩﻫﻦ‌ﻛﺠﻰ ﻛﺮﺩﻥ،ﺷﻜﻠﮏ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩﻥ


put a bold face on

ترجمه اصطلاح انگلیسی ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺷﺠﺎﻉ ﺁﻣﺪﻥ،ﺑﻪ ﺭﻭﻯ ﺧﻮﺩ ﻧﻴﺎﻭﺭﺩﻥ،ﺧﻢ ﺑﻪ ﺍﺑﺮﻭ ﻧﻴﺎﻭﺭﺩﻥ


set one's face against

ترجمه اصطلاح انگلیسی ﺩﺭ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﻛﺮﺩﻥ،ﭘﺎﻓﺸﺎﺭﻯ ﻛﺮﺩﻥ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ،ﻟﺠﺎﺟﺖ ﻛﺮﺩﻥ


show one's face

ترجمه اصطلاح انگلیسی ﻇﺎﻫﺮ ﺷﺪﻥ (ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﺟﻤﻊ)،ﺭﺥ ﻧﻤﺎﻳﻰ ﻛﺮﺩﻥ


to one's face

ترجمه اصطلاح انگلیسی ﺗﻮ ﺭﻭﻯ ﻛﺴﻰ (ﺍﻳﺴﺘﺎﺩﻥ ﻳﺎ ﮔﻔﺘﻦ)،ﺭﮎ


اصطلاحات فارسی به انگلیسی

Where is the nearest currency exchange office
اصطلاح فارسی نزدیکترین صرافی کجاست ؟  به انگلیسی


How late is the bank open

اصطلاح فارسی بانک تا کی باز است ؟  به انگلیسی


I would like to open an account

اصطلاح فارسی من می خواهم یک حساب باز کنم  به انگلیسی


I would like to open a savings account

اصطلاح فارسی من می خواهم یک حساب پس انداز باز کنم  به انگلیسی


I would like to open a checking account

اصطلاح فارسی من می خواهم یک حساب جاری باز کنم  به انگلیسی


I'd like to deposit some money

اصطلاح فارسی من می خواهم مقداری پول واریز کنم  به انگلیسی


I'd like to withdraw some money

اصطلاح فارسی من می خواهم مقداری پول برداشت کنم  به انگلیسی


I need a withdrawal slip

اصطلاح فارسی من یک قبض برداشت می خواهم  به انگلیسی


I need a deposit slip

اصطلاح فارسی من یک قبض واریز می خواهم  به انگلیسی


Where do I sign

اصطلاح فارسی کجا را باید امضاء کنم ؟  به انگلیسی


Do you need to see my passport

اصطلاح فارسی آیا گذرنامه من لازم است ؟  به انگلیسی


This is my identification

اصطلاح فارسی این کارت شناسایی من است  به انگلیسی


Where are the cash machines

اصطلاح فارسی دستگاه های خودپرداز کجا هستند ؟  به انگلیسی


Can I withdraw money on my credit card here

اصطلاح فارسی آیا می توانم از کارت اعتباریم اینجا برداشت کنم ؟  به انگلیسی


Put it on my Visa

اصطلاح فارسی به کارت ویزای من واریز کنید  به انگلیسی


Put it on my MasterCard

اصطلاح فارسی به مسترکارت من واریز کنید  به انگلیسی


اصطلاحات انگلیسی برای امتحانات


 Test
اصطلاح انگلیسی امتحان


 Exam
اصطلاح انگلیسی امتحان مهم


 Quiz
اصطلاح انگلیسی کویز، امتحان کوتاه


 Final(s) exam
اصطلاح انگلیسی امتحان نهایی


 Midterm exam
اصطلاح انگلیسی امتحان میان ترم


Oral exam
اصطلاح انگلیسی امتحان شفاهی


Written exam
اصطلاح انگلیسی امتحان کتبی


Practical exam
اصطلاح انگلیسی امتحان عملی


Mock exam
اصطلاح انگلیسی آزمون آزمایشی


جدیدترین اصطلاحات پر کاربرد انگلیسی

Joking apart
‎ اصطلاح از شوخی گذشته


 He is humorous
‎ اصطلاح مرد شوخی است


 You must be joking/kidding
‎ اصطلاح شوخی میکنی(باور ندارم)


 Are you joking?
‎ اصطلاح شوخیت گرفته


To carry a joke too far
‎ اصطلاح شوخی را از حد گذراندن


 He can't take a joke
‎ اصطلاح شوخی سرش نمیشه


 Try to be serious for a change
‎ اصطلاح شوخی رو بذار کنار


 Dirty jokes
‎ اصطلاح شوخیهای رکیک


 clumsy practical jokes
‎ اصطلاح شوخیهای خرکی


 To laugh it off
‎ اصطلاح به شوخی برگزار کردن


 It is no joke
‎ اصطلاح شوخی نیست


 It is no joke running a factory
‎ اصطلاح اداره یه کارخانه شوخی نیست


 To treat something as a joke
‎ اصطلاح چیزی را به شوخی گرفتن


I said it in fun/jest
‎اصطلاح این حرف را به شوخی زدم


 Tongue in cheek he became a director-general
‎ اصطلاح شوخی شوخی مدیر کل شد.


اصطلاحات انگلیسی اطلاعات شخصي و خانوادگي

Hi! How are you?
اصطلاح انگلیسی سلام. حالت چطور است؟


Great.

اصطلاح انگلیسی بسیار عالی.


How old are you?

اصطلاح انگلیسی شما چند ساله هستید؟


I am 35.

اصطلاح انگلیسی من 35 ساله هستم.


Are you married?

اصطلاح انگلیسی شما متاهل هستید؟


Yes. I got married three years ago.
اصطلاح انگلیسی بله. من 3 سال پیش ازدواج کردم.


Do you have any children?
اصطلاح انگلیسی آیا هیچ بچه ای دارید؟


Yes. I have a daughter. She is four years old. Do you have children?
اصطلاح انگلیسی بله. من یک دختر دارم. او چهار سالش است. آیا شما بچه دارید؟


Yes, I have two. My older son is five, and my younger son is three.
اصطلاح انگلیسی بله. من 2تا دارم. پسر بزرگترم پنج سالش است و پسر کوچکترم 3سالش است.


Do you have any photos?
اصطلاح انگلیسی آیا شما هیچ عکسی دارید؟


Yes, they are in my purse.
اصطلاح انگلیسی بله. آنها در کیفم هستند.


Who is this?

اصطلاح انگلیسی این چه کسی است؟


That is my older son with his grandmother and grandfather.
اصطلاح انگلیسی این پسر بزرگترم است با پدر بزرگ و مادر بزرگش.


He is a handsome boy.
اصطلاح انگلیسی پسر خوشتیپی است.


Thank you. Here is a photo of the whole family.
اصطلاح انگلیسی ممنون.اینجا یک عکس از تمام خانواده ام است.


Who are the other man and woman?
اصطلاح انگلیسی این یکی خانم و آقا چه کسانی هستند؟


That is my aunt and uncle and these are my cousins.
اصطلاح انگلیسی این عمو و عمه ام است. و اینها پسرعموهایم هستند


Well, It was nice seeing you.
Say 'hi' to your husband.
اصطلاح انگلیسی خوب، از دیدنت خوشحال شدم.
سلام من را به همسرت برسان


ok.good bye

اصطلاح انگلیسی باشه .خداحافظ.

مطالب مرتبط



لیفت برزیلی باسن

لیفت برزیلی باسن یک جراحی زیبایی بسیار پرطرفدار برای خانم هایی است که خواهان باسنی گرد و پر فرم می باشند . بیایید صادق باشیم ، زیباترین اندام را اگر بخواهیم تعبیر کنیم یعنی اندامی که انحنا و قوس زیبای کمر و باسن در آن دیده شود ، یعنی فردی که کمری باریک و باسنی گرد و رو به بالا د ...

بیشتر بخوانید »

تزریق ژل به بینی

تزریق ژل به بینی روشی نوین برای برطرف کردن موقت یکسری از ایرادات بینی می باشد . در ابتدای مطلب باید یادآوری کنیم که این روش یک جراحی محسوب نمی شود و نمی تواند جایگزینی برای جراحی بینی باشد اما یکسری عیوب در بینی هستند مانند قوزها ، فرو رفتگی ها و گودی بینی که می توان با تزریق ژ ...

بیشتر بخوانید »

کانتوپلاستی جانبی چیست ؟

کانتوپلاستی جانبی چیست ؟ یک جراحی زیبایی چشم با هدف خوش حالت کردن چشم ها می باشد . ما در مقاله های مختلفی به بررسی و معرفی انواع روش ها و جراحی ها برای زیباتر کردن چشم پرداخته ایم ، گفتیم که برای برطرف کردن پف پلک ها  بلفاروپلاستی راه حل مناسبی است . برای رسیدن به اندازه دلخ ...

بیشتر بخوانید »

اپیکانتوپلاستی چیست ؟

اپیکانتوپلاستی چیست ؟ اپیکانتوپلاستی یک عمل جراحی زیبایی و درشت کردن چشم و یا رفع عیوب چشم ها می باشد . از آنجایی که امروزه شاهد پیشرفت های زیاد علم پزشکی در جراحی زیبایی هستیم ، متخصصان نیز راهکارهایی برای زیبا و خوش حالت و درشت کردن چشم ها ارائه داده اند . در مقاله ای دیگر ...

بیشتر بخوانید »

بلفاروپلاستی یا برطرف کردن پف پلک

بلفاروپلاستی یا برطرف کردن پف پلک یک جراحی زیبایی چشم به حساب می آید . به همان میزان که افزایش سن در پوست صورت تاثیر می گذارد ، بالا رفتن سن در زیبایی چشم ها هم تاثیر گذار است . آیا شما هم اعتقاد دارید که چشم ها مهمترین عضو صورت هستند ؟ چشم زیباترین عضو در صورت است که حالت روحی ...

بیشتر بخوانید »

لیفت صورت با تزریق ژل

لیفت صورت با تزریق ژل یک روش غیر تهاجمی بی خطر و بدون نیاز به دوره بهبودی است . برای پوست هایی که چین و چروک دارند ژل به نواحی چروک تزریق می شود و چون خاصیت پرکنندگی دارد ، باعث از بین رفتن چروک پوست می شود . شاید بسیار شنیده باشید که از ژل برای حجم دادن به بعضی قسمت ها استفاده م ...

بیشتر بخوانید »

لیفت صورت با RF

لیفت صورت با RF یا امواج رادیو فرکانسی یک لیفتینگ بدون جراحی برای پوست ایجاد می کند. rf یا امواج رادیو فرکانسی نوعی از امواج الکترو مغناطیسی هستند که نسبت به نور مرئی طول موج بیشتری دارند و خاصیت آن ها تولید حرارت و گرما در لایه های زیرین یا قسمت میانی پوست می باشد. لیفت صورت ب ...

بیشتر بخوانید »

لیفت صورت با روش هایفوتراپی

لیفت صورت با روش هایفوتراپی یک راه بسیار پرطرفدار برای جوانسازی صورت می باشد . لیفت صورت با روش هایفوتراپی بدون نیاز به جراحی است و هایفو High Intencity Focused Ultrasound = HIFU را به عنوان جدیدترین تکنولوژی جوانسازی صورت و گردن می شناسند . در هایفوتراپی شما دردی را حس نمی کنید و ...

بیشتر بخوانید »

لیفت صورت با لیزر

لیفت صورت با لیزر یک روش بدون جراحی برای درمان و از بین بردن چین و چروک پوست صورت می باشد . امروزه روش های غیرتهاجمی لیفت صورت بسیار پرطرفدار شده است و بسیاری ترجیح می دهند از این روش ها استفاده کنند ، روش های غیر تهاجمی به روش هایی گفته می شود که بدون نیاز به عمل جراحی لیفت صور ...

بیشتر بخوانید »

لیفت صورت با تزریق بوتاکس

لیفت صورت با تزریق بوتاکس یکی از انواع روش های لیفت صورت بدون جراحی است . هرچه سن بیشتر میشود ، چین و چروک در پوست بیشتر ظاهر میشود و علت آن از دست دادن کلاژن و الاستین در پوست می باشد . تزریق بوتاکس برای چه مواردی در صورت استفاده می شود ؟ افتادگی ابروها گودی زیر چشم‌ها ...

بیشتر بخوانید »